آدمک

   آدمک ...بخند

آدمک... آخر دنیاست... بخند...

آدمک...مرگ همین جاست بخند

آن خدایی که تو بزرگش خواندی

بخدا مثل تو تنهاست بخند......

دست خطی که توراعاشق کرد

شوخی کاغذی ماست بخند...

فکر کن درد تو ارزشمند است

فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردابه شبت نیست که نیست 

تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه به یادت دادیم

پر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

کل دنیا سراب است بخند

آدمک...نغمه ی آغاز بخوان 

بخدا آخر  دنیاست بخند

                                   

زندگی



زندگی....برگ بودن در مسیر باد نیست!

امتحان ریشه هاست....

ریشه هم هرگز اسیر باد نیست....

زندگی چون پیچکیست....

انتهایش می رسد پیش خدا....

 

                                                                       

زيباترين قلب دنيا


 


روزي مرد جواني در ميانه ي شهري ايستاد و ادعا کرد زيباترين قلب دنيا را دارد . جمعيت زيادي دور او را گرفته و به قلب سالم و بدون خدشه ي او
نگاه مي کردند و همه تصديق مي کردند که قلب او براستي زيباترين و بي نقص ترين قلبي است که تا کنون ديده اند.
  مرد جوان در کمال افتخار و با صدايي بلندتر از جمعيت به تعريف از قلب خود مي پرداخت که ناگهان پيرمردي جلوتر از جمعيت آمده خطاب به مرد جوان گفت : « اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست .» سکوتي برقرار شد و مرد جوان به همراه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه کردند ، قلب او با قدرت تمام مي تپيد ، اما پر از زخم بود .
  قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تکه هايي جايگزين آن شده بود ، اما آنها بدرستي جاهاي خالي را پر نکرده بودند و گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد . در بعضي نقاط قلب پيرمرد شيارهاي عميقي وجود داشت که هيچ تکه اي آنها را پرنکرده بود . 
  مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فکر مي کردند که اين پيرمرد چطور ادعا
مي کند قلب زيباتري دارد !
مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره کرده خنديد و گفت : « سر شوخي داري ؟ قلبت را با قلب من مقايسه کن  !  قلب تو تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است !  »
  پيرمرد گفت : « درست است ، قلب تو سالم به نظر ميرسد  . اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نخواهم کرد ... تو نخواهي دانست که هر زخمي يادگار مهر کسي است که من بخشي از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشيده ام ، گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است که به جاي آن تکه ي بخشيده شده ، قرار داده ام . اما چون اين دو عين هم نبوده اند ، گوشه هايي دندانه دندانه بر قلبم دارم ، آنها برايم بسيار عزيزند ، چرا که يادآور عشقي زيبا هستند . بعضي وقتها بخشي از قلبم را به کساني بخشيده ا م اما آنها چيزي از قلب خود به من نداده اند  !  اينها همين شيارهاي عميق هستند . گرچه دردآورند اما ، باز ياد آور يک دلدادگيه من اند و من همه در اين اميدم که آنها روزي باز گردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه اي که من در انتظارش بوده ام پر کنند . پس حال مي بيني که زيبايي واقعي چيست ... ! »
  مرد جوان چند لحظه بي هيچ سخني اورا نظاره کرد ، در حاليکه اشک از گونه هايش سرازير بود ، سمت پيرمرد رفته از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستاني لرزان ، به پيرمرد تقديم کرد . پيرمرد آنرا گرفت و در قلبش جاي داد و او نيز بخشي از قلب پير و زخمي خود را در جاي زخم قلب مرد جوان قرار داد .
  مرد جوان به قلبش نگريست ، سالم نبود ، اما او و جمعيت همگي اذعان داشتند که از هميشه زيباتر بود .

                                                        

شیشه

می گویند شیشه هااحساس ندارند ولی وقتی روی شیشه ی بخار کرده ای نوشتم  دوستت دارم آرام گریست.

                                                                

کيبورد، پنج برابر کثيف‌تر از سنگ دستشويي

بنا بر يک تحقيق علمي، ميزان باکتري‌ها و ميکروب‌هاي موجود روي دکمه‌هاي کامپيوتر، بيشتر از مقدار متوسط اين موجودات بر سنگ سرويس‌هاي بهداشتي است.

به گزارش خبرنگار «تابناك» از پاريس، در پي تقاضاي مجله «ويچ کامپيوتر»، يک بيولوژيست به وسيله ميکروسکوپ‌هاي الکترونيکي، کيبوردهاي يک شرکت عمده را مورد آزمايش قرار داده و نتايج شگفت‌‌آور آن را در اختيار اين مجله قرار داده است.

در اين بررسي، پنج کيبورد مورد آزمايش شده از ميان کيبورد‌هاي يک شرکت صاحب نام انگليسي، 150 برابر ميزان قابل قبول موجودات مضر براي سلامتي انسان در محيط کار را نشان داده و حاكي از آن است كه وجود موجودات ميکروسوپي مضر بر بقيه کيبوردها، پنج برابر سنگ توالت‌هاست.
بر پايه تحقيقات انجام شده، اصلي‌ترين علت وجود ميکروب‌ها و باکتري‌ها، تميز نكردن کيبوردها از يك سو و تماس هميشگي دکمه‌ها با انگشتان آلوده کاربران، از سوي ديگر است.

در اين زمينه، بيولوژيست‌ها و مسئولان بهداشتي، دو عامل اصلي را در انتقال و رشد ميکروب‌ها و باکتري‌ها روي کيبوردها ذکر مي‌کنند:
يکي از عوامل اصلي، انتقال ميکروب‌ها و باکتري‌هاي انگشتان آلوده کاربران است. در حالت عادي، افراد در مدت يک ساعت، بارها دست خود را به دهان و بيني مي‌برند و ميکروب‌هاي موجود در اين نواحي را با زدن کيبورد به دکمه‌هاي آن منتقل مي‌کنند. از سوي ديگر، افراد پس از بيرون آمدن از توالت با دست‌هاي آلوده، ميکروب‌هاي موجود بر دست‌ها را به کيبورد منتقل مي‌کنند؛ اين موضوع بيشتر درباره افرادي صادق است که پس از بيرون آمدن از توالت، دست‌هاي خود را نمي‌شويند.

دومين عامل رشد ميکروب‌ها روي کيبوردها، تغذيه به هنگام کار كردن است، چرا که ريزه‌هاي غذايي که روي دکمه‌ها و شيارهاي کيبورد و اطراف آن به جاي مي‌ماند، لانه مساعدي براي توليد و تکثير آنهاست.
يکي از بيولوژيست‌هاي فرانسوي در اين باره مي‌گويد: تغذيه به هنگام کار با کيبورد و با دست‌هاي نشسته، مثل اين است که فرد در توالت غذاي خود را صرف کند و حتي بدتر.

در يک نظرسنجي در همين زمينه، بيش از 10 درصد کاربران کامپيوتر، هرگز کيبورد خود را تميز نمي‌کنند و 20 درصد هم هرگز به فکر نظافت موس کامپيوتر خود نيستند.
توصيه مسئولان بهداشتي به عنوان پيشگيري از ابتلا به ميکروب‌هاي کيبوردي، شستن دست‌ها با صابون پس از کار کردن با اين وسيله و پيش از غذا و پرهيز از خوردن در هنگام كار و نظافت کيبوردها در فواصل کوتاه با اسپري‌هاي مخصوص است.

در نگاه

در نگاه کسانی که 

معنی پرواز را نمی فهمند

هر چه اوج بگیری

کوچکتر میشوی.

                                      

دانستن نکته های زیر درباره ی استفاده ی بهینه از رنگ ها مفید می باشد:

¤ برای لاغر شدن از بشقاب و رومیزی آبی رنگ استفاده کنید « رنگ آبی » اشتها را کم می کند.

¤ اگر مضطرب هستید و فشار عصبی طاقت شما را بریده است از « رنگ سبز » استفاده کنید رنگ سبز آرام بخش است و فشار خون را کاهش می دهد.

¤ اگر بی حال و حوصله هستید « رنگ نارنجی » را انتخاب کنید- هنگام استحمام صبحگاهی از حوله و ابزار نارنجی استفاده کنید. رنگ نارنجی بی حالی شما را از بین می برد.

¤ اگر از کم خونی رنج می برید میوه های « قرمز رنگ » مانند گیلاس و توت فرنگی میل کنید. هم چنین می توانید از گوشت قرمزنیز استفاده نمایید.

¤ افراد افسرده لباس زرد رنگ بپوشند. غذاهای زرد بخورند و « رنگ زرد » را اطراف خود بجویند. رنگ زرد سطح انرژی را بالا برده و مانع افسردگی می شود.

¤ اگر کم خواب هستید وسایل اتاق خواب را به « رنگ بنفش » در آورید یا از چراغ خواب به رنگ بنفش استفاده کنید. رنگ بنفش آرامش دهنده و خواب آور است.

¤ اگر مشکلی  پیش روی شماست از « رنگ نیلی » استفاده کنید . رنگ نیلی کمک می کند تا بهتر بیندیشید.

جلوگيري از اشغال شدن خط تلفن به هنگام استفاده از اينترنت

در اين ترفند قصد داريم به معرفي يک روش کاربردي بپردازيم که با بهره گيري از آن ميتوانيد کانکشن خود را طوري تنظيم کنيد که به هيچ گاه اشغال نشود ؛ بدين شکل که

به هنگام تماس به خط تلفن شما ، ميتوانيد از اينترنت خارج شويد و پاسخ تلفن را بدهيد. البته براي اين کار بايد خط شما قابليت پشت خطي را داشته باشد.

بدين منظور:

1- از منوي Start وارد Control Panel شويد.
2- سپس وارد Network Connections شويد.
3- کانکشني که با آن به اينترنت وصل ميشويد را انتخاب کرده و بر روي آن راست کليک کنيد ، سپس Properties را برگزنيد.
4- در پنجره باز شده به تب Advanced برويد.
5- از قسمت پايين ، دکمه Settings را برگزنيد.
6- در پنجره جديد باز شده دکمه Edit را بزنيد.
7- باز هم در پنجره جديد ، در کادر خالي عبارت Call Waiting را وارد نماييد.
8- در پايان تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شويد.

اکنون در صورتي که در اينترنت باشيد و کسي با شما تماس بگيرد ، با پيام Call wating now active روبرو خواهيد شد.

لازم به ذکر است که بايد براي بهره گيري از اين سرويس ، مودم شما از Voice پشتيباني کند و اينکه سيستم هاي مخابراتي برخي از مناطق امکان اين کار را ندارند.

همان طور که ذکر شد خط شما نيز بايد قابليت پشت خطي داشته باشد

شکسپير وجود خارجي ندارد! زني به نام شکسپير

جان هادسون محقق و شکسپيرشناس اعلام کرد با انجام پژوهشي به اين نتيجه رسيده است که ويليام شکسپير شخصيتي خيالي است و تمام آثاري هم که به او نسبت داده شده متعلق به زني يهودي و ايتاليايي تبار است.اين محقق انگليسي در تحقيق خود بر اين نکته تاکيد کرده است که "اميليا بوسانو لاني يه" خالق شخصيت شکسپير ، شاعر و نمايشنامه نويس شهير انگليسي است و اين شخصيت تنها به سبب نوشتار پديد آمده است.
جان هادسون ادعا كرده است:اميليا بوسانو دختر زن و مردي فقير و يهودي بوده که در سال 1611 ميلادي مجموعه اي از شعرهايش را با نام slave dues rex judaeorum منتشر کرده است. هادسون تشابه هاي زيادي ميان اين اشعار و غزلهاي شکسپير پيدا کرده است.

اين پژوهشگر گفته است: اين زن نام يک مرد (ويليام شکسپير) را بر خود نهاد تا بتواند به کار خود که همان شعر و نوشتن در حوزه ادبيات بوده است ادامه دهد و همچنين از هر گونه حمله احتمالي در زمان خود که به زنان پديدآورنده آثار بديع روا داشته مي شد ، دور بماند.

تا کنون چند پژوهشگر ديگر به جز هادسون ادعا کرده اند که شخصيتي به نام شکسپير وجود خارجي نداشته و تنها آثاري که به او نسبت داده شده اند واقعي هستند. برخي نيز وجود شکسپير را باور داشته ولي تعدادي از آثار منتسب به او را متعلق به وي نمي دانند.

علت قبول نشدن در كنكور(طنز)

 
هموطن-طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا'' 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا'' 15 روز ميشود.پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا'' 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود. پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است. چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.اين خود 15 روز است.پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خوداختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

زمان

زمان به من آموخت که دست دادن , معنای رفاقت نیست ,
بوسیدن گل , ماندن نیست ,
و عشق ورزیدن , ضمانت تنها نش
دن نیست...

                                         

یاری دارم که سالها بااو دمساز بوده ام

رفیق و هم راز بوده ام

او ساز زن ومن ساز بوده ام

هر نغمه ای که او زده من نغمه ساز بوده ام

گاه گاهی چون بد می زند

می رنجد از ناله های ساز

گر نغمه بد است من چه کنمکه فقط ساز بوده ام

روز مادرمبارک

 

                     

 

 

  زندگی قصه ی مرد یخ فروش است                                          که از او پرسیدند فروختی                                                         گفت نخریدند تمام شد  

 

                                         

سلام

اين وب هيچ محدوديت موضوعي نداردو ازجوك واس ام اس وعكس تا مسائل علمي  وفرهنگي و هنري و...توش پيدا ميشهخوب براي شروع چند تا عكس براتون گذاشتم اميدوارم خوشتون بياد